السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

414

تفسير الميزان ( فارسي )

قدرت و ليكن ركيك بودن و زشتى تعبير در جاى خود محفوظ است . و ثانيا متضمن اقتراح معجزه جديدى بوده و اين نيز بىادبى ديگرى است ، براى اينكه معجزات باهره مسيح ( ع ) از هر جهت بر آنان احاطه داشت و با آن همه معجزات حاجت به اين معجزه دلبخواهى نبود ، وجودش بدون پدر ، تكلمش در گهواره ، مرده زنده كردنش ، خلقت مرغان ، شفاى اكمه و ابرص ، اخبار از مغيبات و علمش به تورات و انجيل و حكمت همه معجزه بود و براى كسى شك و ترديد باقى نمىگذاشت ، پس اينكه حواريين با چنين معجزاتى از مسيح درخواست معجزه اى مخصوص به خود كنند بى شباهت به بازيچه گرفتن آيات خدا و بازى گرفتن خود آن جناب نيست ، از همين جهت مسيح ( ع ) با جمله « اتَّقُوا اللَّه إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » توبيخشان كرد ، ليكن از آنجايى كه حواريين در باره تقاضاى خود پافشارى كرده و آن را با جملات : « نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْها وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنا وَنَكُونَ عَلَيْها مِنَ الشَّاهِدِينَ » توجيه نمودند و خلاصه او را مجبور به چنين درخواستى كردند ، ناگزير با ادبى كه خداى سبحان ، به آن جناب ارزانى داشته بود سؤال اقتراحى آنان را به نحوى كه بتوان به درگاه عزت و كبريائش برد اصلاح نمود . اولا آن را بعنوان عيدى كه اختصاص به او و امتش داشته باشد معنون نمود ، چون درخواستى بود ابتكارى و بى نظير در بين معجزات انبياء ( ع ) چه معجزات انبياء يا براى اتمام حجت بود و يا براى اين بود كه امت محتاج به نزول آن مىشدند و امت مسيح داراى هيچ يك از اين دو صفت نبودند . ثانيا سخنان طولانى حواريين را در باره فوائد نزول آن از قبيل اطمينان دلهايشان و علمشان به صدق گفتار مسيح و شهادتشان بر مائده همه را با جمله كوتاه « وَآيَةً مِنْكَ » خلاصه كرد . ثالثا غرض خوردن را كه آنها مقدم بر همه اغراض خود ذكر كرده بودند وى هم آن را در آخر ذكر كرد ، و هم اينكه لباسى بر آن پوشانيد كه به ادب حضور موافقتر بود و آن اين بود كه گفت : « وَارْزُقْنا » و در ذيلش گفت : « وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ » تا هم به وجهى تاكيد سؤال باشد و هم به وجهى ديگر ثناى خداى تعالى . علاوه بر اين ، ادب ديگرش اين بود كه كلام خود را به نداى : « اللَّهُمَّ رَبَّنا » آغاز نمود و حال آنكه ساير انبياء ، دعاى خود را تنها با كلمه : « رب » و يا « ربنا » افتتاح مىكردند ، اين زيادتى ندا در دعاى مسيح ( ع ) براى رعايت ادب نسبت به موقف دشوارتر خود بود كما اينكه بيانش در سابق گذشت .